محمد بن على ظهيرى سمرقندى

69

سندباد نامه ( فارسى )

و أحرق الشّياطين المردة بالشّهب الثّواقب 1 . اگر اين كرّت بر فعلى سمج « 1 » و معاملتى خارج واقف شوم ، خود را از شين صحبت و عار الفت او خلاص دهم . اگر آفتابست ، به وى التفات نكنم و اگر آب حياتست ، تجرّع ننمايم . بيت گر آب شوى از تو نشويم رخ و دست * ور خاك شوى ، آب كنم جاى نشست و اعتماد من در عموم اشغال و خصوص اعمال بر « 2 » عمده مناصحت و خلوص شفقت تست و اگرنه آنستى كه تو مطالعهء اين اطلال « 3 » و مجارى « 4 » اين احوال به نظر رأفت تكفّل كرده‌اى و در اكثر امور وظايف اين جمع را تأمّل نموده و الّا من اين جمعيّت و زوجيّت باطل كردمى « 5 » و حورا و عيناى « 6 » فراديس اعلا را از خطر « 7 » تلبيس ايشان مطلّقهء ثلاث گردانيدمى « 8 » . شعر دع ذكرهنّ فما لهنّ وفاء * ريح الصّبا و عهودهنّ « 9 » سواء 2 بيت زن چو ميغست و مرد چون ماهست * ماه را تيرگى ز ميغ بود بدترين مرد اندرين عالم * به بهين زنان دريغ بود 3 طوطى التماسات او را به لطفى تمام « 10 » جواب داد و گفت : تو امشب با فراغ خاطر به مربع ظرافت و مرتع اهل ضيافت رو و از ابتداى رواح تا انتهاى صباح ، اقداح افراح بين الرياحين « 11 » و الراح نوش كن كه من به هيچ نوع از تفحّص آثار و تتبّع احوال اين جماعت ، غافل و عاطل نخواهم بود « 12 » و امتثال اوامر و نواهى ارباب دولت و اولياء نعمت از مواجب شريعت كرم است . خصوصا در اعمالى كه تعلّق به صيانت حرم و ديانت كرم دارد ، از لوازم خرد و مروّت و فرايض آزادگى و فتوّت باشد و هركه در ارتسام اين انواع ، طريق اهمال سپرد و امهال

--> ( 1 ) . ازمير : سميج ( 2 ) . ازمير : در ( 3 ) . آتش : اظلال ( 4 ) . ازمير : مجازى ( 5 ) . آتش : كرده‌امى ( 6 ) . ازمير : حور عيناى ( 7 ) . ازمير : حضرت ( 8 ) . آتش : گردانيده و گفته ( 9 ) . ازمير : عهدهن ( 10 ) . آتش : « تمام » ندارد ( 11 ) . ازمير : بين الراحين ( 12 ) . ازمير : بودن